وما همان دانش آموزانی بودیم  ولی کمی بهتر از آنها .خدا کند نگاه آنها به دنیا ،آدم ها،مسائل مذهبی،ورزشی،اجتماعی مثل قوانین مدرسه نباشد .در مراکز تربیت معلم کوله باراین دانش آموزان از چه چیز پرشده بود که دانش آموزان را به جای اینکه به جلو ببرند ،به عقب می کشند.نه تنها متاسف شدم بلکه متوجه شدم که بعد 22سال این روش، تازه این سالها از جامعه ی ما دارد رخت بر می بندد واما روش نوین در مورد شهر ها، خوب اجرا می شود، شاید روستا های دورافتاده ی ما باز به همین منوال باشند.

 

 

نکاتی که دراین فیلم حائز اهمیت است را در چند مورد خلاصه می کنم:

 

1_این دانش آموزان شاید به اندازه ی نصف وزن خود با خود کتاب حمل میکنند از مدرسه تا خانه ازخانه تامدرسه.

 

2_ورزش کردن همراه با شعار علیه حکومت زمان  که البته این ورزش بی هیچ اصولی بود وبچه ها ناخود آگاه از ورزش متنفر می شوند.

 

3_مراسم عزاداری در برنامه ی صبح گاه آن هارا که مدت زیادی ایستاده اند خسته می کند ،به علاوه این که بچه ها چیزی از سخنان مداح شاید متوجه نشوندوباز هم خستگی از دین در سال های بزرگ سالی.

 

4_تکالیف بسیار زیاد می باشد .

 

 

5_هم معلم وهم والدین دانش آموز را مقصر میدانند غافل از اینکه خود بی توجه اند.

 

6_تنبیه زیاد تا جایی که خود دانش آموز اقرار به تاثیر بد تنبیه در خود می کند.

 

 

7_تشویق برای این دانش آموزان طوری دور از ذهن است که معنایی برای آن نمی یابند.

 

 

8_بیسوادی والدین این دانش آموزان را اذیت میکند و اکثر آنها تکالیف خود را توسط خواهر و برادرهای بزرگ تر از خود انجام می دهند.

9_متاسفانه   معلم فضایی خفقان را در مدرسه به وجود آورده است.

با امید به این که این روش ها از مدارس ما محو شود پیشنهاد هایی دارم:

 

 

1_معلم نباید همه ی درس را خود تدریس کند چون یاد گیرنده خود دانش آموزمی باشد دانش آموز باید خود به دنبال علت باشد.

 

2_تنبیه باید به کلی از مدارس ما و توسط والدین حذف شود.

 

3_بهتر است برنامه ها برای شناخت دین  به موقع وبه زبان کودکان باشد.

 

4_هیچ سخن دانش آموزنباید مورد تحقیر قرار گیرد که دانش آموز خجالتی شود و عزت نفس دراو کمتر شود.

 

 

5_و اما آخرین مطب این که درس درراستای نیازهای دانش آموز باشد نه این که  مجموعه ای از شعار های غیر قابل اعمال.

 

 

 

تنها کسانی به خدا ایمان دارند که در نماز طلب باران با خود چتر میبرند